اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
16
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
ترى گرايد چون رشته و سپيدباهاى گرم چرب و غذاى خداوند مزاج تر و مزاج سرد را « 1 » غذاى لطيف بايد ، چنان كه به گرمى گرايد . چون نخوداب به روغن جوز يا به « 2 » روغن دانه زردآلو تلخ و توابل وى « 3 » و دارچينى و زيره و فلفل و قليه از گوشت آهو و گوشت بط فربه و گوشت گنجشك « 4 » و كبوتر بچه و مرطوب را خاصه قليهء آبكامه با سير و جوز مغز و سعتر « 5 » و قليهء خشك كه از سرخى گوشت پخته سازند . به روغن جوز يا به روغن زيت يا به روغن زردآلوى تلخ و توابل از زيره و كرويا و « 6 » دارچينى و فلفل سپيد و اندر نخوداب مرطوب را « 7 » يك درم زيره ناكوفته « 8 » و نيم درم زنجبيل و نيم درم فلفل كوفته و اندر صرّه بسته در افكنند تا قوّت وى در وى « 9 » دهد و خداوند قولنج را شورباى خروس پير و روغن معصفر « 10 » يا تخم معصفر « 11 » كوفته در وى پخته مقدار بيست درم يا بيشتر با تخم باديان و شبت و نخوداب را شورتر از عادت كند « 12 » و سير اندرو پزند ، بادها « 13 » را بشكند و اگر سكباج بزند
--> ( 1 ) . ب : « به روغن جوزويا » ندارد . ( 2 ) . الف : و . ( 3 ) . ب : توابل وى صقر . ( 4 ) . الف : بنجشك . ( 5 ) . الف : سعت . ( 6 ) . ب : كرايه . ( 7 ) . ب : « را » ندارد . ( 8 ) . ب : ناكفته . ( 9 ) . ب : اندر وى . ( 10 ) . الف : مصعف . ( 11 ) . الف : مصف . ( 12 ) . ب : كنند . ( 13 ) . ب : تا بادها .